نحوه شناسایی نقاط ورود و خروج با استفاده از الگوهای شمعی

مقدمهای بر اهمیت الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال
شمعها تنها نمودارهایی ساده نیستند. هر شمع داستانی از نبرد خریداران و فروشندگان را روایت میکند. اگر یاد بگیریم این داستان را بخوانیم، میتوانیم نقاطی را شناسایی کنیم که بازار آمادهی تغییر جهت یا ادامه روند است. در ادامه نحوه شناسایی نقاط ورود و خروج با استفاده از الگوهای شمعی را بررسی خواهیم کرد.
به قول استیو نیسون (Steve Nison) – کسی که الگوهای شمعی ژاپنی را به غرب معرفی کرد:
“الگوهای شمعی، روانشناسی بازار را به تصویر میکشند. آنها به ما نشان میدهند که در ذهن معاملهگران چه میگذرد.”
بنابراین درک این زبان میتواند تفاوت میان یک معاملهگر تازهکار و یک معاملهگر حرفهای باشد. 📊
مبانی الگوهای شمعی و نقش آنها در تصمیمگیری
یک شمع از چهار جزء اصلی تشکیل شده است: قیمت باز شدن، قیمت بسته شدن، بالاترین و پایینترین قیمت. این چهار جزء در قالب یک شمع میتوانند اطلاعاتی عمیقتر از هر اندیکاتور دیگری بدهند.
شکل کلی شمعها:
اگر قیمت بسته شدن بالاتر از باز شدن باشد، شمع صعودی (معمولاً سبز یا سفید) خواهد بود.
اگر قیمت بسته شدن پایینتر از باز شدن باشد، شمع نزولی (معمولاً قرمز یا مشکی) خواهد بود.
از دل این شمعها، الگوهای متنوعی ایجاد میشوند. برخی از مهمترین دستهبندیها عبارتند از:
① الگوهای بازگشتی (Reversal Patterns)
② الگوهای ادامهدهنده (Continuation Patterns)
③ الگوهای ترکیبی (Complex Patterns)
هر کدام از این دستهها، پیام خاصی به ما منتقل میکنند. به عنوان مثال، الگوی چکش (Hammer) معمولاً سیگنال بازگشت صعودی میدهد، در حالی که الگوی ستاره عصرگاهی (Evening Star) نشانه بازگشت نزولی است.
برای درک بهتر، به جدول زیر توجه کنید:
نام الگو | نوع سیگنال | شرایط شکلگیری | پیام بازار |
---|---|---|---|
چکش (Hammer) | بازگشتی صعودی | در انتهای روند نزولی | احتمال تغییر روند به سمت بالا |
ستاره عصرگاهی (Evening Star) | بازگشتی نزولی | در انتهای روند صعودی | احتمال تغییر روند به سمت پایین |
دوجی (Doji) | بیتصمیمی | بدنه بسیار کوچک | تعادل بین خریداران و فروشندگان |
سه سرباز سفید (Three White Soldiers) | ادامه صعود | سه شمع صعودی متوالی | قدرت بالای خریداران |
سه کلاغ سیاه (Three Black Crows) | ادامه نزول | سه شمع نزولی متوالی | قدرت بالای فروشندگان |
💡 نکته مهم: هیچ الگویی به تنهایی تضمینکننده موفقیت نیست. باید آنها را در کنار دیگر ابزارها (مثل سطوح حمایت و مقاومت یا اندیکاتورها) بررسی کرد.
مراحل شناسایی نقاط ورود با استفاده از الگوهای شمعی
شناسایی نقطه ورود مناسب یکی از مهمترین دغدغههای معاملهگران است. این کار را میتوان در چند مرحله کلیدی انجام داد:
① تشخیص روند اصلی بازار
قبل از هر چیز باید بدانید بازار در چه وضعیتی قرار دارد: روند صعودی، نزولی یا رنج. الگوهای شمعی در جهت روند اصلی اعتبار بیشتری دارند.
② جستجوی الگوهای کلیدی در مناطق مهم
وقتی به نواحی حمایت یا مقاومت میرسیم، به دنبال الگوهایی مثل چکش، پوشای صعودی (Bullish Engulfing) یا ستاره صبحگاهی بگردید.
③ تأیید گرفتن با ابزارهای کمکی
هرگز صرفاً بر اساس یک شمع معامله نکنید. اندیکاتورهایی مثل RSI یا MACD میتوانند تأیید دهند که ورود شما منطقی است.
④ مدیریت ریسک و تعیین حد ضرر
نقطه ورود بدون حد ضرر مساوی است با قمار. حد ضرر را معمولاً کمی پایینتر از سایه شمع (در حالت صعودی) یا کمی بالاتر از آن (در حالت نزولی) قرار دهید.
⑤ بررسی حجم معاملات در نحوه شناسایی نقاط ورود و خروج با استفاده از الگوهای شمعی
حجم بالا در هنگام تشکیل الگو، اعتبار آن را چند برابر میکند.
مثال عملی: فرض کنید قیمت بیتکوین به یک سطح حمایتی قوی میرسد و یک شمع چکش صعودی تشکیل میشود. اگر همزمان RSI در منطقه اشباع فروش باشد و حجم معاملات افزایش یابد، این نقطه میتواند یک ورود عالی باشد. 🚀
شناسایی نقاط خروج با استفاده از الگوهای شمعی
خروج درست به اندازه ورود اهمیت دارد. بسیاری از معاملهگران میدانند کجا وارد شوند اما نمیدانند کجا خارج شوند و همین باعث از بین رفتن سودشان میشود.
مراحل کلیدی در شناسایی نقطه خروج:
① تشخیص علائم ضعف روند در نحوه شناسایی نقاط ورود و خروج با استفاده از الگوهای شمعی
اگر در روند صعودی شاهد الگوهایی مثل ستاره عصرگاهی یا دوجی در قله باشیم، باید آماده خروج شویم.
② ترکیب خروج با اهداف قیمتی
همیشه قبل از ورود، هدف قیمتی داشته باشید. وقتی الگوهای شمعی هشدار بازگشت میدهند، خروج در نزدیکی هدف بهترین استراتژی است.
③ استفاده از تریلینگ استاپ (Trailing Stop)
وقتی الگوهای ضعف روند را مشاهده کردید، میتوانید حد ضرر خود را به صورت متحرک تنظیم کنید تا در صورت ادامه روند سود بیشتری بگیرید.
④ ترکیب با اندیکاتورها
اگر همراه با الگوهای بازگشتی، اندیکاتورها هم سیگنال ضعف دهند، خروج مطمئنتر خواهد بود.
نمونه خروج موفق: فرض کنید سهمی پس از یک صعود قوی وارد مقاومت مهمی شده است. در آن نقطه یک الگوی ستاره عصرگاهی تشکیل میشود. معاملهگر حرفهای با دیدن این الگو میداند که زمان خروج یا حداقل ذخیره سود فرا رسیده است. ✅
اشتباهات رایج معاملهگران در استفاده از الگوهای شمعی
استفاده از الگوهای شمعی ساده به نظر میرسد، اما در عمل بسیاری از معاملهگران دچار اشتباه میشوند.
برخی از مهمترین اشتباهات:
معامله فقط بر اساس یک شمع بدون توجه به روند یا سطوح کلیدی.
عدم در نظر گرفتن تایمفریم مناسب. الگویی که در تایم یک دقیقهای شکل گرفته، ممکن است صرفاً نویز بازار باشد.
نادیده گرفتن حجم معاملات. الگویی بدون حجم، اعتبار کمتری دارد.
نداشتن استراتژی خروج. برخی تنها به دنبال ورود هستند، در حالی که خروج بخش حیاتی ماجراست.
به قول جسی لیورمور، یکی از معروفترین معاملهگران تاریخ:
“بزرگترین ضررها زمانی اتفاق میافتند که معاملهگر نمیداند چه زمانی باید از بازار خارج شود.”
این جمله بهخوبی اهمیت استراتژی خروج را نشان میدهد. 🕰️
ترکیب الگوهای شمعی با سایر ابزارها
هیچ ابزاری در بازار به تنهایی کافی نیست. برای موفقیت باید الگوهای شمعی را با سایر روشها ترکیب کرد.
ابزارهای مکمل:
حمایت و مقاومت: الگوهای شمعی در این سطوح اعتبار بیشتری دارند.
فیبوناچی: ترکیب الگوهای بازگشتی با سطوح اصلاحی فیبوناچی میتواند نقاط ورود و خروج فوقالعادهای ایجاد کند.
اندیکاتورهای مومنتوم: RSI یا MACD در کنار شمعها به شما دید بهتری از قدرت روند میدهند.
پرایس اکشن: ترکیب شمعها با الگوهای قیمتی مانند پرچم یا مثلث.
جدول ترکیب پیشنهادی:
ابزار کمکی | بهترین استفاده | مثال ترکیبی |
---|---|---|
حمایت و مقاومت | تشخیص نواحی مهم بازار | چکش در حمایت قوی |
فیبوناچی | تایید بازگشتها | الگوی پوشای نزولی در سطح 61.8% |
RSI | تایید اشباع خرید/فروش | دوجی در منطقه اشباع خرید |
حجم معاملات | بررسی اعتبار الگو | سه سرباز سفید با حجم بالا |
اهمیت تایمفریمها در شناسایی نقاط ورود و خروج
یکی از موضوعاتی که اغلب نادیده گرفته میشود، تایمفریم است. هر الگویی که روی نمودار شکل میگیرد، بسته به تایمفریم، معنا و ارزش متفاوتی دارد. برای مثال، یک الگوی چکش در تایم ۱ دقیقهای ممکن است صرفاً نویز بازار باشد، اما همان الگو در تایم روزانه میتواند نقطهای طلایی برای ورود باشد.
چطور باید تایمفریم را انتخاب کنیم؟
① معاملهگران کوتاهمدت (اسکالپرها): معمولاً از تایمفریمهای ۱ دقیقه تا ۱۵ دقیقه استفاده میکنند. در این حالت، الگوهای شمعی به شما نقاط ورود سریع میدهند، اما ریسک نویز بالاست.
② معاملهگران میانمدت (سویینگ): تایمفریمهای ۱ ساعته تا ۴ ساعته مناسبتر هستند. این بازهها تعادل خوبی میان دقت و اعتبار الگوها برقرار میکنند.
③ معاملهگران بلندمدت: تایمفریمهای روزانه، هفتگی یا ماهانه اهمیت ویژهای دارند. الگوهای شمعی در این سطوح نشاندهنده تغییرات بزرگ در روانشناسی بازار هستند.
💡 پیشنهاد من بهعنوان یک متخصص: همیشه از روش تحلیل چند تایمفریمی استفاده کنید. به این معنا که ابتدا در تایمفریمهای بزرگتر روند اصلی را تشخیص دهید، سپس در تایمهای کوچکتر به دنبال نقطه ورود دقیق با الگوهای شمعی باشید.
مثال عملی:
فرض کنید در تایمفریم روزانه، بازار بیتکوین در سطح حمایتی ۲۵,۰۰۰ دلار قرار دارد. شما یک الگوی دوجی مشاهده میکنید که نشانه بیتصمیمی است. حالا به تایم ۱ ساعته میروید و یک الگوی پوشای صعودی تشکیل میشود. این ترکیب میتواند یک ورود کمریسک و عالی باشد. 🎯
ترکیب روانشناسی بازار با الگوهای شمعی
هر الگویی که شکل میگیرد، بازتابی از احساسات معاملهگران است؛ ترس، طمع، بیصبری یا اطمینان. برای درک بهتر نقاط ورود و خروج، باید روانشناسی پشت الگوها را بفهمیم.
به عنوان مثال:
چکش در کف بازار: فروشندگان تلاش میکنند قیمت را پایین بیاورند، اما خریداران به شدت وارد میشوند و بازار را به سمت بالا هل میدهند. این نشان میدهد که خریداران قدرت را در دست گرفتهاند.
ستاره عصرگاهی در سقف بازار: ابتدا خریداران کنترل دارند، سپس شمع دوم بیتصمیمی را نشان میدهد و در نهایت شمع سوم فروشندگان را برنده میدان میکند.
این همان چیزی است که “چارلز داو” – پدر تحلیل تکنیکال – به زیبایی گفته است:
“قیمتها هرگز دروغ نمیگویند؛ آنها تنها بازتابی از امیدها، ترسها و انتظارات جمعی هستند.”
⭐ وقتی شما بهعنوان یک معاملهگر بتوانید این احساسات را از طریق الگوهای شمعی بخوانید، در واقع یک گام بزرگتر از دیگران برمیدارید.
یکی از تمرینهای مهم برای حرفهای شدن: همیشه هنگام دیدن یک الگو، از خودتان بپرسید: «کدام گروه (خریداران یا فروشندگان) برنده شدند و چرا؟» این تمرین ذهنی به شما کمک میکند درک عمیقتری از نقاط ورود و خروج داشته باشید.
استراتژیهای ترکیبی ورود و خروج با الگوهای شمعی
برای اینکه استفاده از الگوهای شمعی عملیتر شود، بیایید چند استراتژی مشخص بررسی کنیم:
① ورود بر اساس پوشای صعودی + خروج بر اساس دوجی یا ستاره عصرگاهی
در ناحیه حمایتی، الگوی پوشای صعودی شکل میگیرد → ورود.
پس از رشد قیمت، دوجی یا ستاره عصرگاهی در مقاومت ظاهر میشود → خروج.
② ورود بر اساس الگوی سه سرباز سفید + خروج بر اساس مقاومت استاتیک
در کف روند نزولی، سه سرباز سفید ظاهر میشوند → سیگنال قوی صعودی.
در نزدیکی مقاومت تاریخی، خروج بهترین گزینه است.
③ ورود در تایم پایین، خروج در تایم بالاتر در نحوه شناسایی نقاط ورود و خروج با استفاده از الگوهای شمعی
معاملهگر میتواند در تایم ۱۵ دقیقهای بر اساس یک الگوی چکش وارد شود.
اما برای خروج، به تایم ۴ ساعته نگاه کند و منتظر الگوی بازگشتی بزرگتر بماند.
📌 جدول نمونه استراتژی:
شرایط ورود | الگوی شمعی مورد استفاده | شرایط خروج | الگوی خروج |
---|---|---|---|
در حمایت قوی | پوشای صعودی | در مقاومت کلیدی | ستاره عصرگاهی |
در کف روند نزولی | سه سرباز سفید | در RSI اشباع خرید | دوجی |
شکست سطح فیبوناچی 61.8% | چکش | رسیدن به فیبوناچی 100% | پوشای نزولی |
این استراتژیها به شما کمک میکنند تصمیماتتان را سیستماتیک و منظم کنید.
مدیریت سرمایه در کنار الگوهای شمعی
حتی اگر بهترین الگوها را هم بشناسید، بدون مدیریت سرمایه محکوم به شکست هستید. الگوها به شما نقطه ورود و خروج میدهند، اما مدیریت سرمایه تعیین میکند چه مقدار ریسک کنید.
چند اصل مهم:
① ریسک به ریوارد (Risk/Reward): همیشه قبل از ورود، نسبت ریسک به ریوارد را بسنجید. اگر الگو به شما ریسک ۱ واحد و پتانسیل سود ۲ واحد میدهد، منطقی است. اگر برعکس باشد، ورود نکنید.
② اندازه موقعیت (Position Sizing): هرگز بیش از ۱ تا ۲ درصد از کل سرمایهتان را روی یک معامله ریسک نکنید.
③ تنظیم حد ضرر بر اساس الگو: همانطور که گفتیم، حد ضرر را کمی پایینتر از سایه الگوهای صعودی یا بالاتر از سایه الگوهای نزولی قرار دهید.
④ توزیع سرمایه روی چند معامله: به جای تمرکز روی یک معامله، چند موقعیت مختلف با الگوهای معتبر پیدا کنید.
به قول وارن بافت:
“اولین قانون سرمایهگذاری این است که ضرر نکنید. قانون دوم این است که قانون اول را فراموش نکنید.”
این جمله بهخوبی اهمیت مدیریت ریسک را نشان میدهد. 💰
آمارها و تحقیقات مرتبط با الگوهای شمعی
یکی از سوالهای رایجی که همیشه معاملهگران میپرسند این است:
«آیا واقعاً الگوهای شمعی کار میکنند یا صرفاً توهمی هستند؟»
برای پاسخ به این سوال، باید به تحقیقات و آمارها نگاه کنیم.
📊 تحقیقات توماس بولکوفسکی (Thomas Bulkowski):
بولکوفسکی یکی از معتبرترین پژوهشگران حوزه الگوهای قیمتی است. او در کتاب معروفش Encyclopedia of Candlestick Charts بیش از ۴۰ هزار الگو را بررسی کرده و درصد موفقیت هر کدام را ثبت کرده است. برخی نتایج:
الگوی چکش در ۶۰٪ مواقع باعث بازگشت صعودی معتبر شده است.
الگوی پوشای صعودی (Bullish Engulfing) حدود ۷۹٪ موفقیت در تایمفریم روزانه داشته است.
الگوی ستاره عصرگاهی در ۷۲٪ مواقع منجر به بازگشت نزولی معتبر شده است.
📈 این آمار نشان میدهد که هرچند هیچ الگویی ۱۰۰٪ قطعی نیست، اما برخی از آنها احتمال بالاتری برای موفقیت دارند. ترکیب این الگوها با مدیریت ریسک، احتمال سوددهی را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
💡 نکته مهم: بولکوفسکی تأکید میکند که الگوها در تایمفریمهای بزرگتر (مثل روزانه و هفتگی) قابل اعتمادتر هستند، زیرا نویز بازار کمتر است.
مثالهای عملی از بازار واقعی
برای درک بهتر، بیایید چند مثال واقعی بررسی کنیم:
① مثال در فارکس:
در سال ۲۰۲۰، جفتارز EUR/USD پس از یک روند نزولی شدید، در سطح حمایتی ۱.۰۸۰۰ متوقف شد. در تایم روزانه، یک الگوی چکش با سایه بلند پایینی تشکیل شد. معاملهگرانی که این الگو را شناسایی کردند، با ورود در نزدیکی ۱.۰۸۵۰ و خروج در سطح مقاومت ۱.۱۱۰۰ توانستند بیش از ۲۵۰ پیپ سود کنند.
② مثال در بورس:
سهام اپل (AAPL) در سپتامبر ۲۰۲۱ پس از یک رشد سریع به سطح مقاومت ۱۵۰ دلار رسید. در آن نقطه، یک الگوی ستاره عصرگاهی تشکیل شد. سرمایهگذاران حرفهای با دیدن این الگو و تأیید RSI در منطقه اشباع خرید، شروع به ذخیره سود کردند. نتیجه؟ سهم وارد اصلاح شد و به سطح ۱۳۵ دلار سقوط کرد.
③ مثال در رمزارزها:
بیتکوین در نوامبر ۲۰۲۱ به سقف تاریخی ۶۹,۰۰۰ دلار رسید. در نمودار روزانه یک دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji) شکل گرفت. این الگو نشانه ضعف خریداران بود. بعد از آن، بیتکوین وارد یک روند نزولی شد و در کمتر از سه ماه به ۳۵,۰۰۰ دلار سقوط کرد. معاملهگرانی که به این الگو توجه کردند، از ضررهای سنگین جلوگیری کردند.
🔥 این مثالها نشان میدهد که درک درست الگوهای شمعی میتواند به شما کمک کند تصمیماتی کلیدی در زمان مناسب بگیرید.
خلاصه مقاله نحوه شناسایی نقاط ورود و خروج با استفاده از الگوهای شمعی
در این مقاله، از دید یک متخصص بررسی کردیم که نحوه شناسایی نقاط ورود و خروج با استفاده از الگوهای شمعی چگونه است.
مهمترین نکات:
الگوهای شمعی زبان بازار هستند و روانشناسی معاملهگران را به تصویر میکشند.
برای ورود موفق باید روند اصلی را شناسایی کنید، الگوهای معتبر را در مناطق کلیدی پیدا کنید و از ابزارهای کمکی تأیید بگیرید.
خروج درست به اندازه ورود اهمیت دارد؛ الگوهایی مثل ستاره عصرگاهی یا دوجی در مقاومت میتوانند سیگنال خروج باشند.
مدیریت سرمایه و تعیین حد ضرر حیاتی است؛ بدون آن، بهترین الگوها هم بیفایدهاند.
تحقیقات آماری نشان دادهاند که برخی الگوها (مثل پوشای صعودی یا ستاره عصرگاهی) درصد موفقیت بالاتری دارند.
مثالهای واقعی از فارکس، بورس و رمزارز نشان دادند که الگوهای شمعی در عمل چقدر میتوانند مفید باشند.
سوالات متداول نحوه شناسایی نقاط ورود و خروج با استفاده از الگوهای شمعی (FAQ)
۱. آیا الگوهای شمعی بهتنهایی برای معامله کافی هستند؟
خیر. الگوهای شمعی اگرچه ابزار بسیار مهمی در تحلیل تکنیکال هستند، اما بهتنهایی نمیتوانند تضمینکننده موفقیت باشند. آنها فقط تصویری از روانشناسی بازار را در یک بازه زمانی مشخص ارائه میدهند. برای تصمیمگیری بهتر، باید این الگوها را در کنار ابزارهای دیگری مثل خطوط حمایت و مقاومت، اندیکاتورهایی مانند RSI یا MACD، حجم معاملات و حتی پرایس اکشن استفاده کنید. همچنین مدیریت سرمایه و تعیین حد ضرر ضروری است. ترکیب این عوامل با الگوهای شمعی باعث میشود معاملاتتان سیستماتیکتر و ریسک کمتری داشته باشد.
۲. بهترین تایمفریم برای استفاده از الگوهای شمعی کدام است؟
اعتبار الگوهای شمعی بهشدت به تایمفریم بستگی دارد. معمولاً تایمفریمهای بالاتر مثل روزانه (Daily) و هفتگی (Weekly) اعتبار بیشتری دارند، چون نویز قیمتی کمتر است و تصمیمگیری معاملهگران بزرگ در آنها بهتر دیده میشود. با این حال، معاملهگران کوتاهمدت و اسکالپرها معمولاً از تایمفریمهای پایینتر مثل ۱۵ دقیقه یا حتی ۵ دقیقه استفاده میکنند. بهترین روش، تحلیل چندتایمفریمی است؛ یعنی ابتدا روند اصلی را در تایم بزرگتر مشخص کنید و سپس در تایمهای کوچکتر دنبال نقطه ورود دقیقتر باشید. این رویکرد ریسک معاملات را به حداقل میرساند.
۳. آیا همه الگوهای شمعی یکسان معتبرند؟
خیر، الگوها از نظر میزان اعتبار و احتمال موفقیت با هم متفاوت هستند. تحقیقات توماس بولکوفسکی نشان داده است که برخی الگوها مثل پوشای صعودی (Bullish Engulfing) یا ستاره عصرگاهی (Evening Star) درصد موفقیت بیشتری نسبت به الگوهایی مثل دوجی دارند. علاوه بر این، شرایط شکلگیری نیز مهم است. مثلاً یک چکش در وسط روند بیارزش است، اما همان الگو در کف روند نزولی میتواند نقطه ورود عالی باشد. بنابراین برای اطمینان، بهتر است الگوها را در نواحی کلیدی بازار مثل حمایت و مقاومت بررسی کنید و حتماً با ابزارهای دیگر تأیید بگیرید.
۴. چگونه حد ضرر را بر اساس الگوهای شمعی تعیین کنیم؟
حد ضرر (Stop Loss) یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت ریسک است. وقتی با استفاده از الگوهای شمعی وارد معامله میشوید، باید حد ضرر خود را کمی خارج از محدوده الگو قرار دهید. به عنوان مثال، اگر با یک الگوی چکش صعودی وارد خرید شدید، حد ضرر را کمی پایینتر از سایه پایینی شمع قرار دهید. در حالت نزولی، اگر الگوی پوشای نزولی دیدید، حد ضرر باید کمی بالاتر از سایه بالایی شمع باشد. این کار باعث میشود در صورت شکست الگو، زیان شما محدود بماند. هرگز بدون حد ضرر وارد معامله نشوید.
۵. آیا استفاده از الگوهای شمعی در بازار رمزارزها هم کاربرد دارد؟
بله، الگوهای شمعی در بازار رمزارزها هم بسیار کاربردی هستند. چون رمزارزها نوسانات شدیدی دارند، این الگوها میتوانند سیگنالهای مهمی درباره نقاط ورود و خروج بدهند. برای مثال، در سال ۲۰۲۱ در سقف تاریخی بیتکوین یک الگوی دوجی سنگقبر تشکیل شد که نشانه ضعف خریداران بود و بعد از آن روند نزولی شدیدی آغاز شد. البته به دلیل سرعت تغییرات در این بازار، حتماً باید از تایمفریمهای معتبر (مثل ۴ ساعته یا روزانه) استفاده کنید. همچنین ترکیب الگوها با حجم معاملات و سطوح حمایت و مقاومت اهمیت بیشتری نسبت به سایر بازارها دارد.
منابع: